28 آبان 1391 (اولین خرابکاری رادین)
قربونت برم پسملی ...دیگه باید خیلی مراقبت باشم که خرابکاری نکنی...داشتم تو خونه کارامو میکردم که یه هو دیدم صدا آمدو تا آمدم دیدم که بعله....سبد گل خشکای منو با رو میزیش از روی میز گرفتی کشیدی پایی نو خودتم داری بهشون نگاه میکنی که انگار اصلا نمیدونی چی شده....اقای شیطون من هم از دستت عصبانی بودم هم خندهام گرفته بود که وای....دیگه باید با این کوچولوی شیطون من چی کار بکنم.....عزیزم....فدای سرت باشه پسملی....
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


28 آبان 1391 (اولین خرابکاری رادین)
